دیروز تو خیابون دیدم یه بجه سوار موتوره خوابش برده پدرشم اصلا حواصش به بچه نبود منم نزدیکش شدم گفتم اقا بجه تون ؟نشنید جند تا چراغ زدم .زد کنار گفتم :اقا بچه تون خوابش برده مراقبش باش از موتور نیفته موتوری نگاهی به عقب کرد:زد تو سرشو گفت اصغر پس مادرت کو؟؟؟؟؟ مادربزرگم دیروز ازم خواست شماره دایم براش بگیرم بعد ازجند دقیقیه مادربزرگم: الو الو مادر خوبی ؟نمیشنوم جی میگی صداشو کم کن! مادر نمی شنوم جی میگی ؟گوشام سنگینه صدای نوار کم کن ! منم رفتم ببینم جریان چیه دیدم مامان بزرگم داره با اهنگ پشوازه حرف میزنه!!!!!!!! عجب بابا هیچ لذتی بالاتر از خندوندن فرد در حال نماز نیست تجربه کردی چه حالی میده!!!!! مشخصات واقعی اسم : قنبر تحصیلات : پنجم ابتدایی متولد: ده كوره ملات آباد نوروزلو علایق: سواری با یابو و قاطر اسم: ابتین تحصیلات : فوق لیسانس هوا وفضا
متولد: تهران نیاوران علایق: اتومبیل رانی مسابقات فرمول 1 و جت اسکی
SMS اصفهانی: پیشاپیش نوروز92/93، تولدت، تولدم، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک نور به قبرت بباره دقت کردین هرچی بیشتر تو مهمونیا ظرف بشوری از نظر بزرگترا خانوم تری!! . تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه BMW 530 اومد بغلمون ، به بابام گفتم بابا یه دونه از اینا بگیر ! فقط یه ایرانی میتونه تو مهمونی تا خرخره بخوره ، بعد به سالادش سس نزنه ، بگه چاق کنندست شنیدم آنقدر مهم شدی که وقتی میری دستشویی مگسها به احترامت بلند میشن بسلامتی پنگون که نیم وجب قداره ولی لاتی راه میره بسلامتی سندباد که بچه کرمانشاه نبود ولی همه دنیارو با شلوار کردی گشت بسلامتی همه رفقایی که نه دنیاعوضشون میکنه نه من با دنیا عوضشون میکنم غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا طرف زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟ يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن - پدر: ... غلط می کنی دختر! واسا بری خونه شوهر بعد هر غلطی دلت خواست بکن! شوهر: ...غلط می کنی زن! فک کردی اینجا خونه باباته هر غلطی میخوای بکنی؟ *با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پ ن پ اومدن فیلم ترسناک ببینن رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد. پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی. دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونم پرستار :میدونی کی قلبش بهت هدیه کرد دختر:گریه کنان چرا ؟چرا کسی به من نگفته بودم یعنی اون قلبش بهم هدیه کرده بود پرستار:بابا رفته دستشوی الان برمیگرده به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده ﺧﺎﻧﻤﻪ ﺳﺮ ﻗﺒﺮﻩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺯﺍﺭ ﻣﯿﺰﺩﻩ: گواهی نامه گرفتن مامانم حدود یک سال و نیم طول کشید ﺧﺎﻧﻤﻪ ﺳﺮ ﻗﺒﺮﻩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺯﺍﺭ ﻣﯿﺰﺩﻩ: *به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده *با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پ ن پ اومدن فیلم ترسناک ببینن *رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد. پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی. دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟ پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو! دقت کردین!؟ وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه! بابای شما هم جلو تلویزیون خوابش می بره بعد تا تلویزیونو خاموش می کنی بیدار می شه میگه چرا خاموشش کردی؟ - نمونه سوال های رایج توی همه خونه ها: این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه؟ چی از جون این یخچال بدبخت می خوای؟ کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته؟ کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده؟ این موقع شب با کی حرف می زنی؟ چشمات در نیومد پای این کامپیوتر کوفتی؟ کی غذای منو خورده؟ - پدر: ... غلط می کنی دختر! واسا بری خونه شوهر بعد هر غلطی دلت خواست بکن! شوهر: ...غلط می کنی زن! فک کردی اینجا خونه باباته هر غلطی میخوای بکنی؟ اینجا ایران است یعنی: ببخشید پرواز ۱۷:۴۵ چه ساعتی میشینه؟ ببخشید اتوبوس ۹:۳۰ ساعت چند حرکت میکنه ؟ ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین ؟ چنده غضنفر میخواسته از خونه بره بیرون ، میگه : ساعت ۱۲-۱۱ میام باباش میگه: حالا خودت به درک! اون دختره صاحاب نداره !؟ ’̿’̿ ̿\̵͇̿̿\з=(•̪●)=ε/̵͇̿̿/’̿’̿ ̿ ………..▌…….. ………./ \…….. هیچکی از جاش تکون نخوره یه بوس بده بیاد هـرکـاری میکنــم آیفـونـم بـه اینتـرنــت وصــل نمیشــه . . . دکمـه شـو کـه میــزنـم در خــونـه بـاز میشــه ..!! پس این ملّت چی میگن ما با آیفون میایم اینتـرنــت؟! ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻠﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎ ﺁﻳﻔﻮﻥ ﻭ ﮔﺎﻟﻜﺴﻲ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻜﻨﻦ مامانم صبح که میشه به همه میگه صبح شده بیدارشین به من میگه صبح شود خبرت بخواب دیگه جلو تلویزیون نشسته بودم داشتم تلویزیون میدیدم گوشیمم دستم بود داشتم با صدای بلند “انگری بردز” بازی میکردم یهو مامانم برگشت بی مقدمه گفت : روش درس خوندن من در ایام امتحانات : شما دختر جوونا یادتون نمیاد… ولی یه زمانى دخترا خواستگاراشونو رد میکردن
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید
Archivesدی 1392ارديبهشت 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 AuthorsLinks
داستان ها واس ام اس ها
حواله یوان به چین
اس ام اس طنز |